چه اضطرابی فقط چند ساعت تا مهمونی خدا مونده چقدر زود گذشت... من خیلی دلم می خواد قبل از این که مهمونی شروع بشه یه مهمونی دوستانه این جا بگیریم تا واسه مهمونی مهمه آماده بشیم(یه مهمونیه آمادگی!!)همتون دعوت شدین البته باید بگم یه مهمونه ویژه ام داریم . اون مهمون ویژه خداست!آره خدا همون که می خواد مهمونمون کنه اونم نه مثل من یه شب بلکه یه ماه.میخوام بیاد تا ما هممون دستامونو بدیم به هم با هم دعا کنیم که ما را از مهمونیش دست خالی نفرسته، دعا کنیم تا مهمونای خوبی باشیم، دعا کنیم که یادمون نره مهمونی اونه، دعا کنیم تا فراموشش نکنیم و یه عالمه دعاهای قشنگ .تو هم بیا توام مهمونه منی و البته مهمونه خدا بیا دستاتو بده به من مثل من چشاتو ببند تو هم مثل من حسش می کنی نه؟ اون اینجاست داره نگامون میکنه هر چی دلت می خواد بهش بگو اون صداتو می شنوه. ما سه تا را يادتون نره
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 20:40 توسط همدم |